ستون اول: زندگی بهبود پس از آن گرفته شده توسط coronavirus

آکاردئون hummed دام جامعی و گرم باریتون صدای نورد بیش از گورستان چمن.

Yo se lo dije a mi padre, quiero que vengas conmigo.

گفتم پدر من, من می خواهم شما را به با من بیا.

یک کشیش کاتولیک بود بیش از یک سفید گالوانیزه تابوت با gleaming اتصالات برنجی. در یک زمان هر یک از اعضای کوچک تشییع جنازه حزب پرتاب یک تعداد انگشت شماری از خاک به گور در شمال هالیوود گورستان.

تبلیغات

Quiero pistiar esta noche, como دوس grandes amigos para decirte papá, lo mucho que te او querido.

من می خواهم برای نوشیدن امشب مثل دو, دوستان, بنابراین من می تواند به شما بگویم بابا چقدر من شما را دوست داشت.

این corrido, “La Troca دلم Moño Negro” توسط norteño گروه لوس Originales de San Juan, مناقصه درخواست از یک پسر به پدر یک درخواست که اگر پسر می میرد پدر گریه نکن و در محل از یک نعش کش با استفاده از پسر سیاه وانت آراسته با کمان.

تبلیغات

اما به عنوان Gaspár گومز خانوادگی به خاک سپرده شد او در سایه ای از یک درخت ملودی و کلمات انجام شده و وزن های مختلف. به جای بخت مرگ یک کودک عزاداران گریستم بیش از از دست دادن پدر.

انتخاب شده توسط یکی از دختران خود لوسی گومز, آهنگ یک ادای احترام برای یک corrido-با محبت و زحمتکش که امروز بسیاری از تیره سال جدا از خود و کودکان که اغلب با شکست مواجه می شود بی باک به پدر شعر توصیف به عنوان “مرد از فولاد است.”

ادای احترام ساخته شده بود بیشتر از همه تلخ با علم به این که coronavirus به Gaspár حتی به عنوان او تلاش برای تعمیر یک زندگی خدشه دار سوء مبارزات و مشکل قانونی.

“چگونه زندگی خود را راست و سپس شما گرفته شده دوباره؟” لوسی پرسید.

تبلیغات

Cuando raye ال سل tengo una bronca pesada. Si no me vuelves یک ver la suerte بله estaba echada.

Gaspár Gómez and partner Elba Regalado

Gaspár گومز تبدیل به یک گوشه او پس از ملاقات Elba Regalado. او را متوقف و شروع به تحصیل جرم با او.

(حسن نیت ارائه میدهد عکس از Elba Regalado)

هنگامی که خورشید می درخشد من سختی روبرو حساب. اگر شما نمی بینید من دوباره ما در حال حاضر از شانس.

Gaspár متولد شد و در سنتو دمینگو د Atani یک شهر کوچک در سیرا Juarez کوه اوآخاکا, مکزیک. به عنوان یک نوجوان او مهاجرت به ایالات متحده همراه با او یار, ماریا.

تبلیغات

او نمی باید مقالات بنابراین او کار به عنوان روز کارگر در پروژه های ساخت و ساز همان کار او را برای بیش از سه دهه تا COVID-19 ساخته شده او بیش از حد ضعیف برای ادامه.

زن و شوهر نقل مکان کرد و به وان Nuys شود و تا به حال چهار فرزند: ماریا لوسی استیسی و Cristián. Gaspár دوست داشتم به آنها را به ساحل استخر و پارک و هر یکشنبه بعد از جرم است.

“او واقعا خوب بابا وقتی بچه بودیم” گفت: ماریا ده جخوزس گومز خود بزرگش. “او خیلی سخت برای ما است. او فقط می خواستم به شاد بودن و دوست داشتم.”

زمانی که کودکان هنوز جوان Gaspár و همسرش طلاق گرفته است. کودکان رفت و با مادر خود. لوسی به نام طلاق خود را “سقوط.”

تبلیغات

“او خواهش کرد که برای ما با او بماند. اما ما فقط بچه ها. من نمی دانم اگر او می دانست که ما نمی باید یک انتخاب” ماریا گفت. “اگر شما کمک کند و شما لازم نیست که عزیزان آن را مخرب است.”

ستون یک

ستون یک

یک ویترین برای قانع داستان سرایی از لس آنجلس تایمز.

Desde موی چیکو creí que دوره el hombre de acero.

از آنجایی که من بسیار جوان بودم من معتقد بودند این مرد از فولاد.

تبلیغات

در زندگی واقعی وجود دارد چند نفر از جراحی. Gaspár شروع به نوشیدن به شدت و به زودی تبدیل به مواد مخدر. برادر مارسلو که مشغول به کار در کنار Gaspár در پروژه های ساخت و ساز در دهه های اخیر از او پیوست.

“ما از دست داده بودند در الکل و مواد مخدر” Marcelo گفت در اسپانیایی. “ما می خواهم انجام کراک و کریستال. هر چه ما می تواند پیدا کنید. شما آنقدر در خیابان.”

اسناد دادگاه نشان می دهد Gaspár التماس هیچ مسابقه در سه نوبت به رانندگی بی پروا و رانندگی بدون مجوز, سرقت و در اختیار داشتن مواد کنترل شده برای فروش. اعضای خانواده می گویند که این تنها بخشی از مشکلات قانونی خود و که او صرف حداقل پنج نانامی به بازی در زندان است و مقامات دولتی اخراج او را حداقل سه بار.

“اگر آنها [پلیس] را دیدم او را در خیابان با یک آبجو می خواهم ‘Vámonos pa’fuera.’ اجازه دهید به شما از اینجا گفت:” مارسلو خنده. “او en malos pasos” — در بد مسیر است.

تبلیغات

زمانی که Gaspár تبعید شد او تماس مارسلو برای کمک به. در زمان Marcelo خود را بگویید برادر او نیاز به تمیز ، “اما من همیشه او را به عقب. او برادر من.”

همسر سابق خود و کودکان مستقر در مدرا چهار ساعت در شمال لس آنجلس. گاهی اوقات لوسی و ماریا خواهد سوار کردن در اتوبوس برای بازدید است. او به یک آپارتمان با چند مرد دیگر, اما زمانی که او را برای کریسمس, او مطمئن ساخته شده برای تزئین با چراغ های کریسمس به طوری که آنها می خواهم احساس در خانه. او دوست داشت تا این دو به رستوران های محلی به رقص است.

Gaspár Gómez with a Father's Day cake

قبل از اینکه او بیمار با COVID-19, Gaspár گومز آغاز شده بود آشتی با فرزندان او پس از چند سال از بیگانگی.

(حسن نیت ارائه میدهد عکس از لوسی گومز)

برای کودکان, زندگی در مدرا سخت بود. ماریا پیوست ارتش در 17 و در نهایت اسکان در واشنگتن است. لوسی باقی مانده است نزدیک با Gaspár شد و در نهایت به تصویب رسید توسط یک زن و شوهر در پورتر در مرتع پرورش احشام که شاغل Gaspár و در سال.

تبلیغات

Tú است sido mi محافظ también mi madre querida.

شما شده اند من محافظ بنابراین به مادر عزیزم.

اغلب به جای Gaspár حفاظت از خانواده اش در آن بود که محافظت Gaspár. بار سوم Gaspár تبعید شد لوسی گفت که در ابتدا او نمی خواهید به بازگشت. اما Gaspár در حال صرف بزرگسالی خود را در ایالات متحده است. زندگی او در اینجا بود. فرزندان او بودند در اینجا حتی اگر او نمی بینم آنها را اغلب.

لوسی پس از آن فقط 17 سال گفت: او کمک کرد افزایش 1500 دلار به پرداخت هزینه برای یک کایوتی به قاچاق او را در سراسر مرز.

تبلیغات

اما پس از آن coyote نامیده می شود. Gaspár از آن ساخته شده در سراسر مرز اما قاچاقچیان برگزاری شد او را در یک “drophouse” جایی در آریزونا. اگر خانواده پیدا نکردم اضافی 1500 $در هر لوسی خاطره — آنها را بکشند Gaspár.

هیچ کس واقعا مطمئن شوید که چرا Gaspár را قاچاقچیان-تبدیل-اسیرکنندگان در نهایت کوتاه آمد — شاید آنها نرمتر شاید آنها متوجه آنها نمی توانید پول شاید Gaspár مریض شدم — اما آنها اجازه می دهد یک عضو خانواده برای آمدن او را انتخاب کنید تا.
Gaspár نمی بحث در مورد مصیبت های بعد از آن, اما لوسی گفت که او نمی عاطفی بازیابی برای چند سال. و هنوز Gaspár تلاش کرد با سوء مصرف مواد است. در نهایت حتی لوسی قطع تماس بگیرید.

“اگر شما نمی خواهید به تغییر من می توانم به شما تغییر” لوسی گفتن او به یاد می آورد. “من امیدوارم که یک روز شما را به پیدا کردن که خانواده.”

سپس یک روز در حالی که انتظار در خط در سوپر مارکت او ملاقات Elba Regalado. Gaspár فراوان دوستانه و به سرعت زده گفتگو — آن را در طبیعت Elba گفت. او آماده به پرداخت Gaspár نمی خواهد متوقف چت.

تبلیغات

دوستان آنها شد و در نهایت یک زن و شوهر. او دوست داشت خود جذابیت خود جاذبه است ،

مانند بسیاری از دوستان نزدیک خود و خانواده او از روی علاقه با اشاره به او را به عنوان “ال gordito” (کمی چاق مرد). لوسی گفت: برخی از مردم او را نمی دانم با هر نام دیگر.

در ابتدا او هنوز هم نوشید. زیادی است. البا گفت: او گاهی اوقات انجام شده در اطراف قوطی آبجو در یک کوله پشتی. او گفت که یک بار پس از یک شب از نوشیدن سنگین, او سعی کرد به او ضربه. او تصمیم گرفت او انجام شد.

اما Gaspár نبود. او را نادیده گرفته و تماس های خود را و بیش از بیش تا زمانی که در نهایت برداشت تا به او بگویید که او نمی تواند با او. او خواهش کرد که برای یک شانس دوم و او موافقت کرد و با احتیاط. و پس از آن بود خانواده اش گفت که او شروع به نوبه خود گوشه ای.

تبلیغات

“من در آنجا ماند در دنیای من و من می بینم [Gaspár و Elba] برای غذا خوردن بیرون بروید به پارک. او تغییر کرده بود خیلی. او به نظر می رسید خیلی خوشحال گفت:” مارسلو ادامه داد که برای مبارزه با سوء مصرف مواد تا خود را ترک دو سال پیش تا حدی با تشکر Gaspár را تشویق.

“او نیاز به یک خانواده به مراقبت از. آن را به او که فرصت زندگی دوباره” لوسی گفت. Gaspár متوقف و شروع به حضور در جمعی با Elba.

Gaspár Gómez and partner Elba Regalado

Gaspár گومز و شریک Elba Regalado در یک اهل تفریح و بازی لحظه. “او خیلی تغییر. او به نظر می رسید خیلی خوشحال” برادر مارسلو گفت.

(حسن نیت ارائه میدهد عکس از Elba Regalado)

“برادر من و من شروع به نزدیک شدن به خدا” Marcelo گفت. “من به خدا هر روز و از او تشکر می کنم که من هنوز زنده هستم.”

تبلیغات

البا و Gaspár نقل مکان کرد و در کنار هم با نوجوان Janette در Pacoima (البا, افراد مشهور, دختر, Marisela زندگی در مکزیک در آن زمان). لوسی شروع به صحبت کردن به او را دوباره. او را به رقص با او یک بار دیگر در البا دختر را quinceañera چند سال پیش. او حتی شروع به برقراری ارتباط با کودکان دیگر دوباره.

در مارس 13, Gaspár گفت Elba او احساس بیمار. چند روز بعد او آزمایش مثبت برای COVID-19 و سپس در بیمارستان بستری شد با مشکلات تنفسی. در مه 3, پس از تقریبا سه هفته در یک ونتیلاتور, Gaspár درگذشت. او 51.

آخرین بار ماریا را دیدم Gaspár بود هفت سال پیش در حالی که او از دیدن نسبی در لس آنجلس.

پس از پنج سال در ارتش و یک تور در عراق ماریا رفته بود به دانشگاه در پرتلند سنگ., سپس به واشنگتن نقل مکان کرد. هر یک بار در در حالی که دختر و پدر را گرفتن تا بیش از این گوشی اما پس از سالها فاصله روند آشتی بود زحمت کند.

تبلیغات

“من 31 سال دارم و ام را صرف نیمی از زندگی من بدون من, پدر,” او گفت: گریه. “من حتی نمی دانم اگر من به حق سوگواری او.”

Dame un abrazo پاپا tal vez دریا la despedida.

من در آغوش پدر و شاید آن خواهید بود ما خداحافظی.

بار نویسنده کارکنان توماس میر کمک به این گزارش.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>