درخواست کتاب

امروزه می بینیم که برخی از کتاب های ثروتمند برای دریافت مجوز مشکل دارند و به نظر می رسد محدودیت ها مختص نویسندگان و اندیشمندان باشد. از طرف دیگر نویسندگان کوته فکر به احتمال زیاد کتاب های خود را منتشر می کنند. به نظر شما درخواست کتاب چرا فیلتر ممیزی کتاب های کمتری را شامل می شود؟

هر چه جوامع بیشتر از جامعه به جامعه منتقل شوند ، دامنه آزادی بیان و آزادی مطبوعات بیشتر می شود. در هر جامعه ای که تحت حمایت جامعه باز باشد و جامعه بسته درخواست کتاب اجازه گشایش و انتقال به جامعه باز را ندهد ، دامنه حسابرسی گسترده تر شده است. البته ، در جوامع آزاد ، حسابرسی کاملاً لغو می شود. بلکه در جوامع باز ، حسابرسی ها به جای حذف و کاهش ، اشکال جدید خود را نشان داده و با تغییر در شکل و ویژگی ، به روش های مختلف به حیات خود ادامه می دهند. تخصص ، توزیع رسانه و انتشار بی رویه کتابهای زرد همان معنی را می گیرد. با تغییر جهان ، حسابرسی به نوعی با منافع ما مرتبط است. یعنی متولیان و گفتمان رسمی ، با درک سلیقه عمومی ، تعداد زیادی کتاب و آثار هنری و فرهنگی در این زمینه تولید می کنند ، به طوری که فرد و جامعه ، با ارضای خواسته های ذهنی خود ، ساکت و بی اثر می شوند.

تئودور آدورنو ، یکی از اعضای مکتب فرانکفورت ، در مورد این موضوع درخواست کتاب هوشمندانه فکر می کند. به گفته آدورنو ، صنعت فرهنگی با کدگذاری پدیده های فرهنگی ، آنها را به کالاهای مورد نیاز توده مردم تبدیل می کند و در نتیجه آنها مصرف می شوند و از عملکرد اصلی خود محروم می شوند. توده ها نیز آنچه را که برای آنها شکل گرفته می خواهند. در واقع ، آنها با ترکیب با محصول بر احساس ناباروری غلبه می کنند. از این گذشته ، توده ها چاره ای جز تملك كالاهایی كه برای بازپرداخت صلح خود تحمیل كرده اند ، ندارند. در این شرایط ، هنگامی که مردم مصرف کننده این زمینه تولید انبوه و مکانیکی هستند ، تبلیغات در همبستگی با هنر و ادبیات ، فرد و جامعه را اخته می کند ودرخواست کتاب زبان جامعه تحت فشار ستم لکنت ندارد ؛ بلکه با افزایش تولیدات فرهنگی ، پرحرف می شوند و کلمات معنای خود را از دست می دهند.

با این حال ، جوامع بسته همچنان به همان روش قدیمی حسابرسی می کنند. در جوامع بسته ، اشخاص حقوقی وجود دارند که مسئول حسابرسی هستند و آنها رسماً مسئول حسابرسی و محدود کردن آزادی بیان و نشر درخواست کتاب هستند. حسابرسی در این جوامع دو جنبه دارد. حسابرسی در این جوامع یک تهدید و محدودیت است و از طرف دیگر ، با افزایش انتشار و افزایش نویسندگان ، به ویژه مبلغین و پیروان نظام سیاسی یا نویسندگان آثار زرد ، تلاش می شود آثار نویسندگان واقعی تحقیق شود. کتاب های کیچ تشویق می شوند
انتشار آثار آشغال ، طنز و سطحی و توزیع آنها خواندن را از شعور و خرد انتقادی منحرف می کند و سرگرمی ها و سرگرمی ها را جایگزین آن می کند.
بودن.

در واقع ، بسیاری از این کتابها عملکرد حسابرسی یکسانی دارند. انتشار بسیاری درخواست کتاب از این کتابها اساساً عملکرد حسابرسی است. آنها قفسه های کتابفروشی را پر می کنند و با محتوای رایگان خود کاری را که تیغ باید با کتاب های واقعی انجام دهد انجام می دهند. اگر ممیزی عملکردی اجباری و مقتدرانه داشته باشد ، انتشار کتاب های زرد و کیچ سانسور است که عملکرد هژمونیک دارد. یعنی به جای اینکه ذهن ها را با ممیزی مقابله کنند ، ناخودآگاه ذهن ها را با این کتاب ها به سمت بی تفاوتی و انفعال سوق می دهند.

علاوه بر محتوای ضعیف برخی از این آثار – که در سوال قبلی به آن اشاره کردم – طراحی جلد و صفحه آرایی بسیار دست و پاگیر و غیرحرفه ای آنها مسئله دیگری است که به نظر می رسد نیاز به تعمیرات اساسی دارد. به نظر شما به عنوان یک نویسنده و فعال فرهنگی تا چه اندازه می تواند منجر به کاهش بازار کتاب و عدم تمایل عموم درخواست کتاب مردم به ورود به آن شود؟

نگاه کن طرح و طرح جلد کتاب ویترین کتاب است. به مخاطب در شناختن مطالب درخواست کتاب کمک می کند. طرح جلد مانند جلد یک شخص است که طبقه اجتماعی افراد را نشان می دهد. بنابراین ، در بازار نشر و کتاب ، صنعت طراحی جلد باعث می شود مردم کتاب را بخواهند. البته شایان ذکر است که در ایران ، به دلیل محدود بودن دامنه در ادغام مبحث تحت لوای ممیزی ، طراحی جلد به دلیل افزایش انتشار کتاب ، به موضوعی ناجور و گاه گیج کننده تبدیل شده است ؛ اما ناشران حرفه ای درخواست کتاب به همان اندازه که درباره طراحی جلد محتوا جدی هستند.